![]() |
![]() |
|
| آرمان خواه داند که فدای آیین گشتن تنها آرزوست... دکترعاملی تهرانی(آژیر) |
|
نوروز نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا «فرودگان» است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب، ارواح پاك مردگان، برای ديدار وضع زندگي احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا و سركشي مي شوند. اگر خانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سر افراز بر مي گردند. اما در غير اينصورت، آنان غمگين و ناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند و تا سال آينده به انتظار مي نشينند. درباره پيدايش نوروز در گفته ی ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند. پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند. از اين رو، آن را نوروز ناميدند. همچنين روايت شده كه اهريمن، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد. اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد. آنگاه خشكسالي، قحطي و نكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت وي درختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند. پس مرد م اين روز را «نوروز» خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است. در خيام نامه آمده است: چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت، جهان از او يكسره راست همي آمد. ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز، روز اول «حمل» بود. پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهادند تا هر سال چو فروردين آيد، آن روز را جشن گيرند. در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است: آريايي ها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند. فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد. ولي پس از مدتي، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد. در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشن ها را آغاز سال نو تلقي مي كردند. در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرما بخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد. در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند. بر اساس شواهد و قرائن، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند. عید نوروز شش روز متوالی دوام هفت سين هفت سين، هفت واژه كه با حروف «سين» شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است. در زمان امروز، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد: سمنو، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود. سيب، سنجد، سير. تخم مرغ های رنگين، گلاب، سكه، ماهي قرمز در آب، آينه، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است. در اساتير ايراني در ارتباط با نوروز، جوانه ي گندم و عناب، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزی، سكه، و سركه سمبل و نماد افكار نيك، كردار نيك، خدا پرستي، نيك بختي، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است . با آرزوی سالی نيک برای همه ی ايرانيان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 1:8 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
نشریه حاکمیت ملت (پیام پندار)منتشر شد در این شماره می خوانید : قلم سردبیر.........................................................................................۱ مصاحبه محسن پزشکپور با کیهان هوایی- بخش پنجم.........................................................۳ تاریخچه پان ایرانیسم به روایت مهندس سید رضا کرمانی......................................................۶ خطوط قرمز ملت ایران – از :مهندس هومن اسکندری.........................................................۸ مبحثی در سرنوشت ملی- از:حجت کلاشی......................................................................۱۱ خاتمی و گنداب سیاست- از:دکتر حسن کیانزاد...................................................................۱۳ رقابت تدارکاتچیها برای انتصاب انتخاباتی- از:دکتر حکمت..................................................۱۴ نبرد بر سر هست و نیست- از: دکتر فرشید سیمبر.............................................................۱۶ شبح شوم دویست سالهی استعمار – از دکتر علی راست بین............................................... ۱۸ جدال در خلیج فارس- بخش دوم ..................... ..............................................................۲۳ اخبار حزبی.............................................................................................................۳۱ گزارش از تجمع دانشجویان در روز 17 آذر....................................................................۳۲ گزارش از پایگاه ستارخان .........................................................................................۳۴ دانشگاه آزاد واحد تبريز كانون فعاليتهاي تجزيه طلبان.....................................................۳۶ نگاهی به خبر............................................................ .............................................۳۸ یک شاعر،یک شعر....................................... ..........................................................۳۸ گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از بررسی و شناسایی نگارههای صخرهای استان مازندران................................................................................................................۳۸ يك كتاب، يك نويسنده............................................................................................. ...۳۹ کهن ترین دوران تاریخ آریاییان- بخش یکم ....................................................................۴۰
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 اسفند1387ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط کیانوش |
|
|
شنبه شب 10 اسفندماه 1387 برنامه دو روز اول تلویزیون صدای آمریکا با مجری گری بیژن فرهودی درباره "تلاطم در روابط ایران و بحرین" و سخنان اخیر ناطق نوری درباره اینکه : بحرین زمانی استان چهاردهم ایران بود، برای چندمین بار در یک سال و نیم گذشته با آقای رضا قاسمی یکی از دست اندرکاران دولت وقت در هنگام دسیسه جدایی بحرین به عنوان موافق و همچنین دکتر ابراهیم میرانی حقوقدان و عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول تشکیلات در خوزستان به عنوان مخالف و همچنین ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار در اهواز گفتگویی انجام داده است که فایل ویدیویی آنرا می توانید دریافت کنید. دریافت بخش نخست - ۲۶ دقیقه - ۷.۸۲مگابایت دریافت بخش دوم - ۲۸ دقیقه - ۸.۴۲ مگابایت آموزش تصویری دریافت فایل از فضای مدیافایر در چند روز آینده فایل ویدیویی کامل و با کیفیت سخنرانی سرور پندار رهبر حزب پان ایرانیست در مخالفت با جدایی بحرین را روی تارنما خواهم گذاشت.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
دموکراسی، يا بازی با واژه ها... ؟؟ پادشاهی پارلمانی يا جمهوری دموکراتيک؟؟ جسته و گريخته مطالبی درباره پادشاهی پارلمانی، جمهوری دموکراتيک، جمهوری سوسياليستی يا مشروطه پادشاهی می خوانيم. کدام يک از اين نام ها با اساس دموکراسی برابر است؟ چرا گروهی با اصرار وتاکيد دوباره واضحات را توضيح می دهند؟؟ .... چرا پادشاهی پارلمانی؟ چرا جمهوری سوسياليستی...؟ چرا نمی گويند «جمهوری پارلمانی»؟؟ اشکال در بکار گيری واژه ها است، اشکال در ابداع و اختراع معنی برای واژه ها است. همانطور که در هنگام آوردن مشروطه واژه Constitution را از برگردان غلط ترکی آن برگرفتند و آنرا مشروطه خواندند تا در مقابل مشروعه ای که ملايان در پی آوردن آن بودند ايستادگی کرده باشند در تنظيم واژه های دوبخشی برای نام کشورنيز اشتباه می کنند.درحاليکه اين واژه لاتين Constitution دارای چم (معنی) بسيار روشنی است؛ بنياد و بنيان، اساسنامه، بنيه، نظام نامه و دات بنيادی که در چم ايرانی و زبان شيرين پارسی ما واژه های دات، ياسا را داريم که برای شرح قانون مغولان از آن استفاده کرده و «ياسای مغول» ناميده ايم ولی برای دستور و دات ملی (ايرگانی) خودمان يک واژه بی سرو ته «مشروطه» را بکار بسته ايم. برگردان درست آن «داتای بنيادين»، «ياسای بنيادين» يا «دستور های بنيادين» می باشد. ... اگر کسی چم دموکراسی را درک کند خواهد فهميد که ترکيب «پادشاهی پارلمانی» غلط است و مثل اين ميماند که بگويد «ماست سفيد»؛ چرا؟؟ برای اينکه دموکراسی که بنياد يک جامعه (ايرگان) را تشکيل بدهد ديگر نيازی به تکرار برخی واژه ها ندارد و همانند « ماست سفيد » خنده دار می شود. ... کسانی که برای نوع رژيم پسوند و پيشوند بکار می گيرند مثل "جمهوری دموکراتيک" «جمهوری سوسياليستی» يا «پادشاهی پارلمانی» نه درکی از پادشاهی، نه درکی از سوسياليسم و نه درکی از جمهوری و در اصل نا آگاه کامل در دموکراسی هستند. ... فارابی دانشمند ايرانی معتقد است «همانا يافتن بهترين فرد جامعه و انتخاب اوبه رياست وظيفه افراد جامعه ميباشد». بعضی را عقيده بر اين است که رهبر بايستی خود بجوشد؛ با توجه به اين نظريه فارابی هر شخص خود جوشی نميتواند رهبر باشد مگر مورد تائيد مردم آگاه ودلسوز جامعه قرار بگيرد. برای آشنا شدن بیشتر به ادامه مطلب سری بزنید.. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 اسفند1387ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
اتهام این خبرنگار و فعال حقوق حقوق بشر تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی می باشد.که سال گذشته پس از تحمل پنج ماه حبس در تاریخ 29 /11/86 با سپردن وثیقه 50 میلیونی از زندان کارون اهوازموقتا آزاد شد. لازم به یاد آوریست که پنج نفر از اعضای هیات مدیره ی سندیکای کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه نیز به همین شعبه دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند تا به همراه ابوالفضل عابدینی محاکمه شوند. این فعالان کارگری فریدون نیکو فر، جلیل احمدی، علی نجاتی ، قربانعلی علیپورو محمد حیدری مهرنام دارند. وکیل این پرنده نیز دکتر محمد اولیایی فرد مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات نقض حقوق بشر در ایران می باشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط کیانوش |
|
|
به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران اخیرا مطالبی چند بصورت گسترده در برخی فضاهای مجازی و حقیقی پراکنده می شود که علی الظاهر تنظیم کنندگان ناشناخته و یا کمتر شناخته شده ی آنها در حالی که نسبت به برخی از دوستان ما و نیز احزاب ملی از زبانی تند و گزنده استفاده می کنند ,خود را علاقمند جوانان پان ایرانیست معرفی می کنند ,لذا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با هشدار نسبت به این رویه اعلام می دارد: 1)این گونه نقدهای شتابزده که البته گاها از مضامینی صحیح هم برخوردارند ,از آنجائیکه سبب کدورت و افزایش تنش میان گروههای ملی می شود و نیز گرهی از کارها نمی گشاید و نقدی سازنده نیست و همچنین به نام و اعتبار جریانهای ناسیونالیست و ملی و اعتماد جمعی ضربه می زند نمی تواند مورد پذیرش افراد آگاه و خیر خواه باشد .نقدهای درون خانوادگی - خانواده بزرگ جریانهای ملی - باید از زبانی بهتر و راه حلهای اصولی تری بهره ببرد تا به تنیجه مطلوب برسد. 2)ما خواهان آرامش و حفظ متانت میان نیروهای سیاسی ملی و ناسیونالیست ایران هستیم چرا که حداقل شاید اگر نمی توانند درمانی برای دردهای مزمن جامعه ی ما باشند خدای نکرده با توسل به خشت و کلوخ پراکنی در میان خود ,اعتبار زدایی نکنند. 3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست مسائل داخلی حزب متبوع خود را بهتر از دیگران میداند و رویکرد اصولی خود را به همین صورت حاضر دنبال خواهد کرد. 4)رفتارهای خارج از چهارچوب عرف و ادب و فرهنگ ایرانی (از قبیل حمله ,توهین و گاها تهمت )نسبت به سروران و یاران حزبی ما با پاسخ های قاطع و ناگزیر سازمان جوانان مواجه خواهد شد .بدیهی است ما پذیرای نقد در چهاچوب ادب و احترام هستیم اما توهین و افترا را نمی پذیریم. 5)به دوستانی که در این مدت چندین پیشنهاد مختلف با نامهای گوناگون جهت اتحاد پان ایرانیستی تهیه کرده و ارائه داده اند - ضمن سپاسگذاری و ارج نهادن به این نوع کوششها - اعلام میداریم نخست می بایست این افراد نزدیکتر آمده و با پیوستن به تشکیلات حزبی و احترام به پیشکسوتان این موضوع را دنبال کنند .بدیهی است سازمان جوانان از تشکیل صفوف واحد و مشترک پان ایرانیستی در چهاچوب حزب پان ایرانیست استقبال کرده و پیش قدم خواهد شد .ما با افرادی که از سایه بیرون آمده باشند آماده ایم قدمهایی را در این زمینه برداریم! سازمان جوانان حزب پان ایرانیست 1387/11/22 خورشیدی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
حسین تکبعلیزاده، تنها فرد باقی مانده از چهار نفری که سینما رکس آبادان را به آتش کشیدند، ظاهرا ماجرا را به مثابه اقدامی در راه پیروزی انقلاب اسلامی به فراموشی سپرده بود که روزی عکس خود را به عنوان «جنایتکار ساواک» در مجله جوانان میبیند. وی در نامهای به مادرش مینویسد: «این رژیم میخواهد مرا به به رژیم سابق ربط دهد و از عوامل آن بداند». شاید تکبعلیزاده را بتوان نخستین فرزندی دانست که انقلاب اسلامی به جای بلعیدن، با شتاب قورتش داد.. سی سال بعد: دو سال پس از فاجعه سینما رکس آبادان و یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روزنامه کیهان با همین تیتر به طرح این فاجعه و مقدمات دادگاه آن پرداخت. کیهان به درستی نه از «آتشسوزی» بلکه از «آدمسوزی» سخن گفت. پرونده هنوز مفتوح فرزندان خلف امام رژیم شاه قطعا در این پرونده مقصر بود. لیکن نه به دلیل آدمسوزی بلکه به دلیل اشتباهات مقاماتی که مسئول آرامش و امنیت کشور بودند و باید این پرونده را پیگیری میکردند. پروندهای که گفته میشود محمدرضا عاملی وزیر اطلاعات و جهانگردی رژیم وقت، با اطلاعات مستندی که در این زمینه جمعآوری کرده بود، در واقع حکم اعدام خود را توسط رژیم کنونی صادر کرد.
اطلاعاتی که قطعا چیزی جز در جهت آنچه خود سردمداران رژیم در اوایل به آن اعتراف میکردند نمیتوانست باشد: او درباره «آنها» میگوید: «با همه نگهبانی مرزبانان شاه از مرز عبور میکردند و به پاکستان و لبنان و سوریه، فلسطین برای تبادل اندیشه و دریافت سلاح میشتافتند و سپس به مملکت باز میگشتند و خانههای امن را پر از سلاح میکردند و در مراکز استانهای این مملکت خانههای امن داشتند... حاج احمد خمینی از این دسته دوم بود. او به علت علاقه شدیدش به واژگونی رژیم سابق و برای اینکه به رژیم بفهماند که روحانیت زنده است دستور انفجار سینمای قم را صادر کرد. گرچه او بسیاری از کارهای خود را از من پنهان میکرد ولی «آشنا داند صدای آشنا» من... دانسته بودم که او فرزندی است خلف برای امام خمینی». جنایت برای انقلاب
انتحار برای انقلاب مسئله مهم این است که حسین در دفاعیاتش گفته غیر از ما چهار نفر کسی خبر نداشت. پس رحیم میرصفیایی چرا روز بعد از حادثه... به منزل ما آمده و به من گفت اعلامیهها را جمع کن و ببر. این میرساند که ایشان در این ماجرا دست داشته است و ساواکی هم بوده است». ولی خود دادستان هم میداند حتی اگر چنین میبود، ساواکی بودن و طرفدار خمینی بودن هیچ مغایرتی با یکدیگر نداشتند. امروز دیگر بر همه روشن است که برخی ساواکیها و نظامیها جزو طرفداران «امام» بودند. و این فکر به نظرم آمد که حسین میتواند این خلاء را که در اثر ترک اعتیاد برایش به وجود آمده بود با یک چیز دیگر، جدید و تازه پر کند و سعی کردم آن را در یک جوّ دیگر و با یک فرهنگ و با یک طرز فکر دیگر آشنا کنم... و وقتی کار کلاس قرآن شروع شد از او خواستم در آن کلاس شرکت کند ولی متأسفانه ایشان فقط چند جلسه در این کلاس حضور داشتند... و گاهی اوقات در مساجد و سخنرانیها و گاهی در خانه ایشان و خانه خودمان اقدام به شنیدن نوارهای سخنرانی و خواندن اعلامیه میکردیم... فکر میکنم تنها مسئلهای که حسین را دوباره از معتاد شدن مانع شد همان عشق به ایمان او بوده».
--------------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 دی1387ساعت 8:30 قبل از ظهر توسط کیانوش |
|
|
پاینده ایران
کیست که پیمان بسته با خدای خود, با خون خود .که مام میهن را تا واپسین دم پاس دارد؟؟؟ مرزها را از گزند اهرمنان در امان.همه جا_آنجا که کوههای قفقاز سر بر آسمان کشیده اند.و آنجا که کف های خروشان کرانه ها برهم میلغزند.آنجا که کوهساریان هندوکوش بر دورنمای دره ی سند مینگرند . آنجا که کردان گرد تیسفون تاریخی را در بر گرفته اند. کیست که میهن زیبا و بزرگ خود را همه جا از دشمنان خواهان است؟«...ما».
پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 دی1387ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط کیانوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تارنمای جوانان پان ایرانیست اراک ..پایگاهی است که در آن خواب از چشم وطن فروشان رخت خواهد بست...
|
| پیوندهای روزانه |
|
ازافسانه مجاهدین تا حقیقت منافقین...بخش اول ازافسانه مجاهدین تا حقیقت منافقین...بخش دوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 |
|
RSS
|